رستاک سفر
رستاک سفر
رستاک سفر
رستاک سفر
رستاک سفر

اسکاتلند

اسکاتلند

اسکاتلند، شمالی‌ترین بخش از چهار بخش تشکیل‌دهنده‌ی پادشاهی متحد بریتانیا، حدود یک‌سوم از جزیره‌ی بریتانیای کبیر را در بر می‌گیرد. نام «اسکاتلند» از واژه‌ی لاتینی Scotia گرفته شده است، به‌معنای «سرزمین اسکات‌ها»؛ اسکات‌ها مردمانی سلتی بودند که حدود قرن پنجم میلادی از ایرلند به سواحل غربی بریتانیای کبیر مهاجرت کردند. نام دیگر اسکاتلند یعنی کالدونیا نیز اغلب در شعر و ادبیات برای اشاره به این سرزمین استفاده می‌شود، و از واژه‌ی رومی کالدونیای گرفته شده که نام قبیله‌ای در بخش شمالی اسکاتلند کنونی بوده است.

این سرزمین خشن و با آب‌وهوایی متغیر، خانه‌ای دشوار برای نسل‌های فراوان از مردم خود بوده است، مردمی که با وجود این شرایط سخت، همواره زیبایی و فرهنگ منحصربه‌فرد کشورشان را ستوده‌اند. والتر اسکات، شاعر و رمان‌نویس سده‌ی نوزدهم، گفته بود: «من اسکاتلندی‌ام، پس باید راه خود را در جهان بجنگم.» اسکاتلند که در گذشته از فقیرترین کشورهای اروپا بود، سهمی بزرگ در شکل‌گیری نظریه‌های سیاسی و عملی پیشرفت داشته است. در عصر روشنگری اسکاتلند، فیلسوفانی چون فرانسیس هاتچسون، آدام اسمیت و دیوید هیوم، انسان را محصول تاریخ دانستند و «جست‌وجوی خوشبختی» را حق ذاتی بشر قلمداد کردند. این آرمان پیشرو، پایه‌ای مهم برای پیدایش دموکراسی مدرن شد. اسکاتلندی‌ها همچنین در نوآوری‌های علمی و فنی جهان نقش پررنگی داشته‌اند؛ مخترعانی چون الکساندر گراهام بل، جیمز وات، اندرو کارنگی و جان مک‌آدام دستاوردهای خود را فراتر از مرزهای کوچک کشورشان گسترش دادند. در حوزه‌ی ادبیات نیز مورخان و نویسندگان بزرگی چون توماس کارلایل، رابرت برنز و موریل اسپارک از چهره‌های برجسته‌ی جهان انگلیسی‌زبان هستند.

روابط اسکاتلند با انگلستان، که در سال ۱۷۰۷ با آن متحد شد تا پادشاهی متحد بریتانیای کبیر شکل گیرد، همیشه دشوار بوده است. اسکاتلند با وجود تأثیرپذیری شدید از انگلستان، همواره هویت ملی خود را حفظ کرده و خود را کشوری مستقل دانسته است. این کشور با تکیه بر تاریخ، افسانه‌ها و زبان خاص خود به نام «اسکاتس» تلاش کرده است تا ملیت خود را نگه دارد. شاعر ملی‌گرای هیو مک‌درمید درباره‌ی جایگاه کشورش چنین نوشت: «ما به نیروهای پنهان اسکاتلند ایمان داریم؛ حال از آنِ آنان است، اما گذشته و آینده از آنِ ماست.» این روح استقلال‌طلب در سال ۱۹۹۶ با بازگرداندن نمادین «سنگ اسکون» از لندن به ادینبرو، پایتخت اسکاتلند، جلوه‌گر شد، و در سال ۱۹۹۹ نخستین پارلمان اسکاتلند پس از سه قرن تشکیل گردید و اختیارات قابل توجهی در امور داخلی به دست آورد.

ادینبرو شهری زیبا و تاریخی است که یکی از مراکز فرهنگی برجسته‌ی اروپا به شمار می‌رود. دیگر شهرهای مهم اسکاتلند عبارت‌اند از گلاسگو، داندی، آبردین و پرت، که مراکز صنعتی و بازرگانی کشور هستند.

مردم اسکاتلند سخت‌کوش، واقع‌گرا و وفادار به سنت‌های خود هستند. آنان به صرفه‌جویی شهرت دارند و گاه به خساست متهم می‌شوند، اما مسافران خارجی معمولاً از سخاوت و مهمان‌نوازی آنان و پویایی فرهنگ مدرن اسکاتلندی تمجید می‌کنند.

اسکاتلند از جنوب با انگلستان، از غرب و شمال با اقیانوس اطلس، و از شرق با دریای شمال هم‌مرز است. سواحل غربی آن پر از بریدگی‌های ژرف (لاک‌های دریایی یا همان فیوردها) و جزایر متعدد است؛ از صخره‌های کوچک تا جزایر بزرگ لوییس و هریس، اسکای و مال. جزایر اورکنی و شتلند در شمال قرار دارند. طول اسکاتلند از شمال تا جنوب حدود ۴۴۱ کیلومتر است و بیشترین پهنای آن ۲۴۸ کیلومتر، اما بیشتر مناطق کشور در فاصله‌ی کمتر از ۸۰ کیلومتر از دریا قرار دارند.

به طور سنتی، اسکاتلند از نظر زمین‌شناسی به سه منطقه تقسیم می‌شود: ارتفاعات در شمال (Highlands)، دره‌ی میانی یا منطقه‌ی پست مرکزی (Midland Valley)، و بلندی‌های جنوبی (Southern Uplands). دو منطقه‌ی دوم از نظر فرهنگی در ناحیه‌ی «پست‌زمین‌ها» یا Lowlands قرار دارند. در ارتفاعات شمالی، گسل «گلن مور» امتداد دارد که در امتداد آن مجموعه‌ای از دریاچه‌ها (لاک‌ها) دیده می‌شود، از جمله دریاچه‌ی مشهور نس (Loch Ness) که هیولای افسانه‌ای آن معروف است. شمال گلن مور فلاتی باستانی است که بر اثر فرسایش طولانی، مجموعه‌ای از قلّه‌های هم‌ارتفاع با دره‌هایی یخچالی پدید آورده است. حاشیه‌ی شمال‌غربی کشور بسیار خشک و صخره‌ای است، و زمین از سنگ‌های کهن لوییزیَن تشکیل شده که به دلیل یخچال‌های دوران باستان به چشم‌انداز پست و ناهموار با دریاچه‌های کوچک تبدیل شده‌اند. در این میان، کوه‌های ماسه‌سنگی توری‌دونیَن با صخره‌های عمودی و قله‌های بلند منظره‌ای تماشایی ایجاد کرده‌اند.

در جنوب‌شرقی گلن مور، رشته‌کوه‌های گرَمپیَن قرار دارند که با توده‌های گرانیتی کوه‌های کِیرنگورم قطع می‌شوند. گرَمپیَن‌ها نسبت به کوه‌های شمال‌غربی کمتر سنگی و خشن‌اند و بیشتر تپه‌وار و سبز با فلات‌های گسترده هستند. بلندترین نقطه‌ی بریتانیا، کوه بن نِویس، با ارتفاع ۱۳۴۳ متر در این منطقه قرار دارد. در برخی مناطق ارتفاعات، زمین‌های نسبتاً همواری وجود دارد، مانند باتلاق رانُک مور با دریاچه‌های باریک و عمیق رانوک و اریشت. مرز جنوب شرقی ارتفاعات با گسل معروف «حد مرزی ارتفاعات» مشخص می‌شود، که از استون‌هیون در نزدیکی آبردین تا هلنزبِرگ در ساحل رود کلاید امتداد دارد و از کنار دریاچه‌ی بزرگ لُموند، بزرگ‌ترین آب داخلی اسکاتلند، می‌گذرد.

دره‌ی میانی از جنوب با تپه‌های لمرمیر و مورفوت آغاز می‌شود و تا گلن آپ در جنوب‌غرب کشور امتداد دارد. با وجود نام «پست‌زمین»، این ناحیه کاملاً هموار نیست و شامل تپه‌هایی با منشأ آتشفشانی مانند سیدلاوز، اوچیلز، کمپسیز و پنتلند می‌شود که ارتفاع آنها تا ۵۷۹ متر می‌رسد. بلندی‌های جنوبی از ارتفاعات شمالی کوتاه‌ترند و به وسیله‌ی دره‌های باریک و جلگه‌های کوچک از یکدیگر جدا می‌شوند. شرق منطقه‌ی نیتزدیل پوشیده از تپه‌های نرم و سبز است و برای چراگاه گوسفندان مناسب به شمار می‌رود، در حالی که غرب نیتزدیل ناهموارتر، مرطوب‌تر و پُر از خاک‌های پوده‌ای است. بلندترین نقطه‌ی این ناحیه، کوه مِریک، با ارتفاع ۸۴۳ متر است.

طی قرون بسیار، درگیری دائمی میان اسکات‌های سلتی ارتفاعات و جزایر غربی با انگلیسی‌تباران پست‌زمین وجود داشت. تنها از قرن بیستم میلادی بود که ترکیب این دو فرهنگ به‌عنوان بنیان فرهنگ واحد اسکاتلندی شناخته شد. ساکنان جزایر شتلند و اورکنی اما پیوندهای فرهنگی خود را بیشتر با اسکاندیناوی حفظ کرده‌اند. مهاجرت اقوام مختلف، از جمله کارگران ایرلندی و پس از جنگ جهانی دوم لهستانی‌ها، لیتوانیایی‌ها، یهودیان، ایتالیایی‌ها و سپس آسیایی‌ها (به‌ویژه پاکستانی‌ها) ساختار جمعیت اسکاتلند را متنوع‌تر کرده است. پس از گسترش اتحادیه‌ی اروپا در سال ۲۰۰۴، مهاجرت از کشورهای اروپای شرقی نیز به‌طور چشمگیر افزایش یافت.

میراث زبانی اسکاتلند پیچیده است. بیشتر ساکنان به انگلیسی سخن می‌گویند، اما زبان‌های «گیلیک اسکاتلندی» و «اسکاتس» هنوز تأثیر فراوانی دارند. زبان‌هایی مانند اردو و پنجابی نیز در جوامع مهاجر رواج دارند و پارلمان اسکاتلند خدمات چندزبانه ارائه می‌دهد. زبان گیلیک، که از ایرلند وارد شده، تنها در میان گروه کوچکی از مردم اسکاتلند، عمدتاً در جزایر غربی و ارتفاعات غربی، استفاده می‌شود؛ با این حال، در سال‌های پس از تأسیس پارلمان جدید، علاقه به این زبان و گسترش ادبیات آن افزایش یافته است. زبان اسکاتس در اصل گونه‌ای از انگلیسی کهن بود که در قرون وسطی از زبان جنوب انگلستان جدا شد و در قرن پانزدهم به زبانی مستقل تبدیل گردید. با اتحاد با انگلستان، انگلیسی به تدریج به زبان رسمی و معیار تبدیل شد، اما اسکاتس در پست‌زمین‌ها زنده مانده و در شعر، نمایش و گفتار روزمره به کار می‌رود. پژوهش‌های مهمی برای ثبت و حفظ این زبان‌ها انجام شده است، از جمله بررسی زبان‌شناسی اسکاتلند (۱۹۷۵–۱۹۸۶)، فرهنگ ملی اسکاتلند (۱۹۳۱–۱۹۷۵) و فرهنگ زبان کهن اسکاتلند (۱۹۳۱–۲۰۰۲). دولت اسکاتلند از آموزش و رسانه‌های گیلیک و سازمان‌های مرتبط با زبان اسکاتس پشتیبانی مالی می‌کند.

در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ اقتصاد اسکاتلند همانند بسیاری از کشورهای اروپایی با بحران ناشی از فروپاشی صنایع سنگین روبه‌رو شد و نرخ بیکاری به‌ویژه در مناطق صنعتی بالا رفت. از دهه‌ی ۱۹۸۰ با بهره‌برداری از نفت و گاز دریای شمال و رشد فناوری‌های نو، اقتصاد کشور جان تازه‌ای گرفت. اسکاتلند با وجود کوچک بودن، اقتصادی باز دارد و حدود ۵ درصد از صادرات پادشاهی متحده را تأمین می‌کند. تولید ناخالص داخلی سرانه‌ی آن از بیشتر مناطق بریتانیا، به‌جز لندن و شرق انگلستان، بالاتر است و نرخ بیکاری در کل پایین است، هرچند نابرابری‌های منطقه‌ای همچنان وجود دارد.

اسکاتلند در مجلس وست‌مینستر لندن با ۵۹ عضو منتخب در مجلس عوام نمایندگی می‌شود و اشراف مادام‌العمر اسکاتلندی نیز حق حضور در مجلس اعیان را دارند. نخست‌وزیر بریتانیا رئیس دولت و پادشاه یا ملکه‌ی بریتانیا رئیس کشور محسوب می‌شود. با این حال، اسکاتلند در حوزه‌هایی چون سیاست خارجی، تجارت، دفاع، مالیات ملی، بیمه‌های اجتماعی و انرژی تابع پارلمان بریتانیا است. وزیر امور اسکاتلند در کابینه‌ی بریتانیا نماینده‌ی رسمی این کشور است.

در گذشته دفتر اسکاتلند در دولت بریتانیا تنها نهاد قانون‌گذاری و اجرایی کشور بود، اما در همه‌پرسی سال ۱۹۹۷، اکثریت قاطع مردم به تشکیل پارلمان اسکاتلند رأی دادند و در سال ۱۹۹۹ این پارلمان در ادینبرو رسماً آغاز به کار کرد. پارلمان اسکاتلند اختیارات گسترده‌ای در حوزه‌هایی مانند بهداشت، آموزش، مسکن، محیط‌زیست، حمل‌ونقل منطقه‌ای و کشاورزی دارد و می‌تواند تا سه درصد مالیات درآمد را در قلمرو خود افزایش یا کاهش دهد. دولت اسکاتلند (که به عنوان هیئت اجرایی شناخته می‌شود) توسط حزب یا ائتلاف دارای اکثریت پارلمان تشکیل می‌گردد و نخست‌وزیر آن ریاست دولت محلی را برعهده دارد.

فرهنگ و آداب اسکاتلند علی‌رغم اتحاد طولانی با بریتانیا از قرن هجدهم تاکنون، همچنان زنده و متمایز باقی مانده است. تنوع قومی و فرهنگی، پیوندهای تاریخی با اروپا و نقش مهم دانشگاه‌های اسکاتلندی در جذب دانشجویان خارجی موجب غنای فرهنگی کشور شده است.

شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد سکونت انسان در سرزمین کنونی اسکاتلند از هزاره‌ی سوم پیش از میلاد آغاز شده است. نخستین ساکنان، شکارچیان و ماهیگیران میان‌سنگی بودند که احتمالاً از طریق پل زمینی باستانی از قاره‌ی اروپا به اسکاتلند رسیدند. آنان در سواحل غربی، نزدیک اوبان، و تا بخش‌های جنوبی چون کرک‌کودبری سکونت داشتند. آثار به‌دست آمده نشان می‌دهد که مردمان منطقه‌ی فورث، در حوالی استرلینگ امروزی، از گوشت نهنگ‌های به گل‌نشسته تغذیه می‌کردند. در هزاره‌ی دوم پیش از میلاد، کشاورزان نوسنگی کشت غلات و پرورش دام را آغاز کردند و سکونتگاه‌هایی در سواحل غربی و تا جزایر شتلند ساختند. آنان مقبره‌های دسته‌جمعی سنگی ساختند، مانند آرامگاه مشاو در اورکنی که از بهترین نمونه‌های بریتانیا به شمار می‌رود. در ساحل اسکارتا بره در اورکنی، مجموعه‌ای از هفت خانه‌ی کوچک با راهروهای سرپوشیده به هم متصل وجود دارد. مردم موسوم به «فرهنگ پیاله‌دار» که به‌دلیل ظروف ویژه‌شان چنین نامیده شده‌اند، حدود ۱۸۰۰ پیش از میلاد از شمال اروپا به شرق اسکاتلند مهاجرت کردند. آنان مردگان خود را در گورها دفن می‌کردند و از پیشگامان کار با مفرغ بودند. دایره‌های سنگی بزرگ مانند کالانیش در لوییس و برودگار در اورکنی، که قطرشان به بیش از ۹۰ متر می‌رسد، از آثار مذهبی همان دوران‌اند.

از حدود ۷۰۰ پیش از میلاد دوره‌ی نهایی پیش‌تاریخ اسکاتلند آغاز می‌شود، که هنوز مورد بحث باستان‌شناسان است. در این دوره، آب‌وهوا به‌تدریج سرد و مرطوب شد و فناوری ساخت دژهای تپه‌ای با دیوارهای سنگی و چارچوب چوبی پدید آمد. نمونه‌ی خوبی از این بناها در آبِرنِتی نزدیک رود تای دیده می‌شود. برخی از این دژها مربوط به قرون هفتم و ششم پیش از میلاد‌اند، که نشان می‌دهد توسط قبایل بومی ساخته شده‌اند. دستبندهای بزرگ مفرغی مزین به نقش‌های سلتی، کشف‌شده در شمال‌شرق اسکاتلند و متعلق به حدود سال‌های ۵۰ تا ۱۵۰ میلادی، نشانگر ارتباط رهبران محلی با اقوام جنوبی است که ابتدا از قاره‌ی اروپا و سپس در سال ۴۳ میلادی با تهاجم رومیان وارد شدند.

از حدود ۱۰۰ پیش از میلاد، برج‌های مدوّر معروف به بروخ در شمال اسکاتلند و جزایر شمالی پدید آمدند. این سازه‌ها تا ارتفاع ۱۵ متر می‌رسند، مانند برج مشهور «موسا» در شتلند. ساکنان بروخ‌ها احتمالاً گهگاه با دژسازان جنوب درگیر بودند، اما شاید هر دو گروه از یک فرهنگ مشترک بوده باشند و نیاکان مردمانی محسوب شوند که بعدها با عنوان «پیکت‌ها» شناخته شدند.

عنوانمقدار
رئیس دولتنخست‌وزیر – جان سوینی
پایتختادینبرو
جمعیت (۲۰۱۱)۵٬۲۹۵٬۴۰۰
زبان‌های رسمیانگلیسی؛ گالی اسکاتلندی
دین ملیکلیسای اسکاتلند
مساحت کل (کیلومتر مربع)۷۷٬۹۲۵
مساحت کل (مایل مربع)۳۰٬۰۸۷
واحد پولپوند استرلینگ (£)
قوه مقننهپارلمان اسکاتلند (۱۲۹ عضو)

اسکاتلند