یونان، جنوبیترین کشور شبهجزیره بالکان. جغرافیا تأثیر زیادی بر توسعه این کشور داشته است. کوهها به طور تاریخی ارتباطات داخلی را محدود کردهاند، اما دریا افقهای وسیعتری را باز کرده است. مساحت کل زمین یونان (که یکپنجم آن از جزایر یونانی تشکیل شده) از نظر اندازه با انگلستان یا ایالت آلاباما در ایالات متحده قابل مقایسه است.
یونان بیش از ۲۰۰۰ جزیره دارد که حدود ۱۷۰ تای آنها مسکونی هستند؛ برخی از شرقیترین جزایر اژه فقط چند مایل از ساحل ترکیه فاصله دارند. پایتخت کشور آتن است که در نیمه دوم قرن بیستم به سرعت گسترش یافت. آتیکی (یونانی باستان: آتیکا)، منطقه اطراف پایتخت، اکنون خانه حدود یکسوم کل جمعیت کشور است.
یک افسانه یونانی میگوید که خدا خاک را از طریق الک پخش کرد و از سنگهایی که باقی ماندند یونان را ساخت. منظره بیبارور کشور به طور تاریخی باعث مهاجرت مردم شده است. یونانیها، مانند یهودیان و ارمنیها، به طور سنتی مردمی دیاسپورا بودهاند و چندین میلیون نفر از تبار یونانی در نقاط مختلف جهان زندگی میکنند. زنیتیا، یا اقامت در سرزمینهای خارجی، با بار قوی نوستالژی برای وطن دورافتاده، عنصر مرکزی در تجربه تاریخی مردم یونان بوده است.
یونان کشوری است که همزمان اروپایی، بالکان، مدیترانهای و خاور نزدیک است. این کشور در تقاطع اروپا، آسیا و آفریقا قرار دارد و وارث میراث یونان کلاسیک، امپراتوری بیزانس و تقریباً چهار قرن حکومت عثمانی ترکیه است.
یونان در شرق با دریای اژه، در جنوب با دریای مدیترانه و در غرب با دریای ایونی هممرز است. فقط در شمال و شمالشرق مرزهای خشکی دارد (مجموع حدود ۷۳۵ مایل [۱۱۸۰ کیلومتر])، با، از غرب به شرق، آلبانی، جمهوری مقدونیه شمالی (ببینید یادداشت پژوهشگر: مقدونیه: منشأ نام)، بلغارستان و ترکیه. منظره یونان نه تنها به خاطر زیبایی ناهموارش، بلکه به خاطر پیچیدگی و تنوعش برجسته است. سه عنصر غالب هستند: دریا، کوهها و دشتهای پست. سرزمین اصلی یونان به شدت دندانهدار است؛ بازوها و ورودیهای دریا چنان عمیق نفوذ میکنند که فقط بخش کوچکی، گوهشکل از داخل بیش از ۵۰ مایل (۸۰ کیلومتر) از ساحل فاصله دارد. سرزمینهای سنگی و شبهجزیرهها به سمت دریا امتداد مییابند جایی که قوسهای جزیرهای و مجمعالجزایرهای زیادی وجود دارد. جنوبیترین بخش سرزمین اصلی یونان، شبهجزیره پلوپونیسوس (یونانی باستان: پلوپونز)، فقط از طریق تنگه باریک در ابتدای خلیج کورینتیاکوس (کورنت) به سرزمین اصلی متصل است. زمین کوهستانی یونان حدود چهارپنجم کشور را پوشش میدهد که بخش زیادی از آن عمیقاً بریده شده است. زنجیرهای از رشتهکوههای سرزمین اصلی که از شمالغرب به جنوبشرق امتداد دارند، درههای باریک موازی و حوضههای کوچک متعدد را احاطه کردهاند که زمانی دریاچه داشتند. با دشتهای رودخانهای و نوارهای نازک و ناپیوسته دشت ساحلی، این درهها و حوضههای داخلی دشتهای پست را تشکیل میدهند. اگرچه فقط حدود یکپنجم مساحت زمین کشور را تشکیل میدهد، دشتهای پست نقش مهمی در زندگی کشور ایفا کردهاند.
سه ویژگی زمینشناسی و ساختار زیربنای این عناصر منظره را تشکیل میدهند. اول، شمالشرقی یونان توسط بلوک پایدار سنگ سخت باستانی (هرسینین) اشغال شده است. دوم، سنگهای جوانتر و ضعیفتر، که اکثریت آنها منشأ آهکی دارند، غرب و جنوب یونان را تشکیل میدهند. اینها در فاز ساخت آلپ در دورههای پالئوژن و نئوژن (حدود ۶۶ تا ۲.۶ میلیون سال پیش) به شدت تا خورده شدند، زمانی که حرکات زمین رسوبات نرمتر را به شرق-شمالشرق علیه بلوک غیرقابل انعطاف هرسینین فشار داد و سریعی از نواحی تکتونیکی تقریباً موازی ایجاد کرد که ناهمواری کوه و دره را به وجود آورد. سوم، هم بلوک هرسینین و هم رشتهکوههای هلنیدیک (آلپاین) بعداً توسط حرکات تکتونیکی بالا برده و شکسته شدند. این جابجاییها حوضههای فرو رفته دریای ایونی و اژه و همچنین لبههای دندانهدار منظره یونان را ایجاد کردند. زلزلهها یادآوریهای مکرر هستند که حرکات زمین مشابه ادامه دارند، به ویژه در امتداد خطوط گسل عمده. یکی از نتایج ناپایداری زمینشناسی منطقه، وجود گسترده مرمر است که سنگ آهک تغییر یافته توسط فشار و گرما است. اختلالات لرزهای گاهی با انفجارهای вулکانی مرتبط هستند، به ویژه آنهایی که جزیره Thíra (یونانی باستان: Thera؛ همچنین به نام Santoríni) را درگیر میکنند، که تقریباً توسط فوران عمده در هزاره دوم قبل از میلاد نابود شد. دریچههای جزایر Kaméni در دهانه انفجاری پر از دریا از Thíra همچنان فعال هستند. جزیره Mílos (Melos)، که تا ۲۴۶۵ فوت (۷۵۱ متر) بالای سطح دریا بالا میرود، از سنگهای вулکانی جوان تشکیل شده است.
رشتهکوه مرکزی، کوههای Píndos (یونانی باستان: Pindus)، هسته سرزمین اصلی یونان را تشکیل میدهد. با پیروی از روند کلی شمالغرب به جنوبشرق کوههای شبهجزیره بالکان، Píndos از مرزهای آلبانی و مقدونیه شمالی پایین میآید و سد قدرتمندی ایجاد میکند. دو گذرگاه Métsovon و کوه Timfristós رشته را به سه واحد تقسیم میکنند: بخش نسبتاً باز در شمال جایی که شیلهای نفوذناپذیر و ماسهسنگها هوازده شده و به درههای مرتفع گسترده و تپههای ملایم شیبدار تبدیل شدهاند؛ Píndos اصلی در مرکز، حدود ۲۰ مایل (۳۲ کیلومتر) عرض و عمدتاً آهکی؛ و منطقه تقریباً غیرقابل عبور در جنوب، حدود ۵۰ مایل (۸۰ کیلومتر) عرض، عمیقاً توسط رودخانههای پرپیچوخم بریده شده و از مخلوطی از آهک، شیل و ماسهسنگ تشکیل شده است. بالاترین نقطه رشته، کوه Smólikas، با ارتفاع ۸۶۵۲ فوت (۲۶۳۷ متر)، در شمال یافت میشود.
چندین منطقه توپوگرافی هسته کوهستانی اصلی را احاطه کرده و اغلب توسط امتدادهای آن نفوذ میکنند. شمالیترین بخش، تقریباً مناطق یونانی Makedonía (مقدونیه) و Thráki (تراس)، به صورت نوار باریک و بلند شرقی-غربی بین ساحل اژه و مرز با کشورهای مقدونیه شمالی و بلغارستان امتداد دارد. این شامل تودههای کوهستانی کریستالی پوشیده از جنگل و فلاتهایی است که توسط شکستگی بلوک هرسینین ایجاد شده و از یکدیگر توسط رسوبات آواری پنج رودخانه بزرگ شمال یونان جدا شدهاند: Maritsa (Évros)، Néstos، Strymónas (Struma)، Vardaráis (Vardar؛ Axiós؛) و Aliákmonos (Aliákmon). شکستگی هرسینین همچنین شکل سهشاخه奇特的 شبهجزیره Chalkidikí (Chalcidice) را توضیح میدهد، که بر شاخه شرقیترین آن کوه Athos (کوه مقدس) واقع شده است، که سایت مشهور جوامع رهبانی ارتدوکس یونانی است. در امتداد و فراتر از مرز بلغارستان، کوههای Rodópi (Rhodope) بالا میروند، که عمدتاً از فلاتهای تیزلبه و شیبدار تشکیل شده و تا ۷۲۶۰ فوت (۲۲۱۳ متر) در کوه Órvilos میرسد. رودخانه Maritsa، در دره کمارتفاع و باتلاقیاش، مرز ترکیه را مشخص میکند. از آنجا تا رودخانه پایین Strymónas، توالیای از دشتها امتداد دارد، برخی از آنها اغلب باتلاقی هستند، مانند دشت دلتایی پایین Néstos، و برخی دیگر به زمین کشاورزی حاصلخیز تبدیل شدهاند، مانند مورد سابق دریاچه Akhinós. در داخل، حوضههایی از منشأ ساختاری وجود دارد، مانند دشت Drámas (Drama). دریاچههای Koróneia (Korónia) و Vólvi، که شبهجزیره Chalkidikí را از بقیه منطقه ساحلی جدا میکنند، همچنین افسردگیهای ساختاری را اشغال میکنند. دورتر به غرب، دشت بزرگ تخلیهشده توسط رودخانههای Vardaráis و پایین Aliákmonos به طور مداوم با فشار دلتاهای رودخانه به خلیج Thermaïkós (Thérmai) گسترش مییابد. کوههای جنگلی Vérmion (Vérmio) و فراتر از آنها، حوضههای داخلی بیبارور اطراف دریاچههای Vegorítida (Vegorrítis) و Kardítsa مرز با کوههای Píndos را مشخص میکنند.
بخش غربی این منطقه شامل تشکیلات آهکی عظیم شمال و غرب یونان است، در حالی که به شرق شبهجزیره Attikí (Attica) حاشیه غربی سنگهای کریستالی هرسینین سواحل اژه را نشان میدهد. اساساً منطقه مرتفع، ناهمواری آن توسط چهار شاخه شمالغربی-جنوبشرقی که از توده اصلی Píndos بیرون میزنند، بیان شده است. تعدادی حوضه و دشت متمایز در میان این دندههای مرتفع قرار دارند. شمالیترین، شاخه نسبتاً شکسته به نام کوههای Kamvoúnia، در امتداد ساحل خلیج Thermaïkós امتداد دارد و به جنوب ادامه مییابد تا شبهجزیرهای را تشکیل دهد که یک سمت خلیج Vólou را محدود میکند. در میان قلههای آن کوه Ólympos (Olympus)—صندلی اساطیری خدایان، که قله اغلب ابرپوششدار آن تا ۹۵۷۰ فوت (۲۹۱۷ متر) بالا میرود، بالاترین نقطه یونان—و قلههای به همان اندازه عالی کوههای Kisszavos (Ossa) و Pílios (Pelion) قرار دارند. شاخه بعدی به غرب رشتهکوه Óthris است که از طریق کانال باریک Oreón در بخش شمالی جزیره بلند و باریک Évvoia (Euboea) ادامه مییابد. بین دو شاخه حوضههای باستانی (سابقاً محل دریاچهها) Thessalía (Thessaly)، Tríkala و Lárisa قرار دارند که توسط رودخانه Pineiós (Piniós) تخلیه میشوند. درست در جنوب، حوضه Almyrós (Almirós)، از منشأ مشابه، اطراف خلیج Vólou قرار دارد.
به جنوبغرب، سومین شاخه که از Píndos جدا میشود، Oíti است که در کوههای Óchi (Ókhi) جنوب Évvoia ادامه مییابد. درست قبل از اینکه Oíti به دریا برسد، نزدیک ابتدای خلیج Maliakós، گذرگاه Thermopýles (Thermopylae، صحنه نبرد مشهور باستان) قرار دارد. آخرین (و شاید مهمترین) از چهار شاخه که به شرق یونان پایین میآید، آن است که به جنوبشرق از طریق توده دوقلهای کوه Parnassós (Parnassus) خم میشود. این کوه، که تا ارتفاع ۸۰۶۱ فوت (۲۴۵۷ متر) بالا میرود، خانه مووزها تلقی میشد. منظره از قله آن در طلوع خورشید، با گستره وسیعی از قلب یونان که به تدریج باز میشود، یکی از بهترینهای جهان محسوب میشود. رشته به عنوان ستون فقرات شبهجزیره واقع بین خلیج Évvoia و خلیج Korinthiakós (Corinth) ادامه مییابد و تا کوه Párnis، درست شمال آتن، میرسد. در شمال آن دشتهای Fokída (Phocis) و Voiotía (Boeotia) قرار دارند و اطراف نوک جنوبی آن افسردگیهای گرمتر و خشکتر Attikí قرار دارد.
جمعیت یونان، به ویژه شمال یونان، همیشه با تنوع قومی، مذهبی و زبانی زیادی مشخص شده است. مهاجرتها، تهاجمات، فتوحات امپراتوری و جنگهای قرن بیستم همه به این تنوع فرهنگی کمک کردند که همچنان یونان مدرن را مشخص میکند—علیرغم چندین مورد تبادل جمعیت که در نتیجه معاهدات بین یونان و بلغارستان در ۱۹۱۹ و بین یونان و ترکیه در ۱۹۲۳ رخ داد، همراه با سیاستهای طولانیمدت دولت برای همسانسازی یا هلنیزاسیون. طبق ایدئولوژی غالب دولت یونان، همه مردم یونان، یونانی هستند یا باید باشند. در نتیجه، وجود تنوع قومی و ملی در کشور مسئله حساسی باقی مانده است. موضع رسمی دولت یونان این است که هیچ اقلیت قومی یا ملی در کشور وجود ندارد و تقریباً کل جمعیت یونانی است. تنها اقلیت رسمی به رسمیت شناختهشده توسط دولت یونان اقلیت مذهبی، اقلیت مسلمان Thráki (تراس) است که وجود آن در معاهده لوزان ۱۹۲۳ تأیید شد. با این حال، جمعیت یونان شامل افرادی است که خود را ترک، مقدونی، آلبانیایی، آرومانی (ولاخها) و روما (جیپسیها) مینامند. یونانی زبان اکثریت جمعیت قبرس است و محلههای یونانیها—تعریفشده توسط زبانی که صحبت میکنند—به درجات مختلف در جنوب آلبانی، جنوب ایتالیا، ترکیه و بلغارستان یافت میشوند. جوامع مهاجر یونانی نقش متمایزی در اروپا، آمریکای شمالی و جنوبی، استرالیا و آفریقای جنوبی ایفا میکنند.
زبان یونانی یکی از قدیمیترین زبانهای هندواروپایی ثبتشده است، قدیمیترین شکل نوشتهشده آن (خطی B) به حدود قرن ۱۵ قبل از میلاد برمیگردد. کوئینه (زبان عهد جدید) و یونانی بیزانسی مراحل میانی یونانی را نشان میدهند. اینها در نهایت در قرن ۱۹ به یونانی مدرن (به جز در آیین کلیسای ارتدوکس یونانی که هنوز از کوئینه استفاده میکند) راه دادند، اگرچه از حدود قرن ۱۵ به بعد، زبان جنبه بسیار مدرنی داشت. یونانی مدرن شامل یونانی مدرن استاندارد و گویشهای منطقهای مختلف است. یونانی مدرن استاندارد زبان رسمی دولت است و ترکیبی از دو شکل تاریخی است: دماتیک، که به طور گسترده صحبت میشود، و کاتارِووسا، شکلی عمداً باستانیسازیشده که عمدتاً نوشته میشد و در اسناد رسمی دولت و روزنامهها تا اواسط دهه ۱۹۷۰ ظاهر میشد. جداول رونویسی جداگانه معمولاً برای یونانی کلاسیک و مدرن استفاده میشود؛ با این حال، تغییرات در تلفظ زبان یونانی و کنوانسیونهای رونویسی متناقض منجر به ناهماهنگیهای گسترده شده، حتی در رندرینگ نامهای یونانی مدرن در املای رومی. اگرچه به طور رسمی به رسمیت شناخته نشده، زبانهای اقلیت صحبتشده در کشور شامل ترکی، مقدونی، آلبانیایی (به ویژه در گویش شناختهشده به عنوان Arvanítika، نوعی آلبانیایی توسک که در قرن ۱۵ توسط مهاجران از آنچه اکنون آلبانی است به یونان آورده شد)، بلغاری، رومنی، آرومانی (شکل شرقی رومانس، شبیه به داکو-رومانیایی، صحبتشده توسط آرومانیها و همچنین به نام مقدونی-رومانیایی) و مگلنو-رومانیایی (شکل دیگری از شرقی رومانس، صحبتشده در چند روستا در شمال) است. شکل یونانی شناختهشده به عنوان Tsakonian به اندازه کافی از انواع دیگر متفاوت است که میتواند زبان جداگانهای تلقی شود، و ادعای مشابهی میتواند برای نوع پونتیک و نوع کاپادوکیایی که اکنون در یونان صحبت میشود (این دو آخر در نتیجه حرکات جمعیتی الزامی معاهده لوزان در یونان رخ داد) مطرح شود.
علیرغم اداره طولانی عثمانی، تقریباً کل جمعیت متعلق به کلیسای یونان (کلیسای ارتدوکس یونانی) است. کلیسای ارتدوکس شرقی خودمختار (از نظر کلیسایی مستقل)، این نهاد سلسله مراتب کلیسایی خود را منصوب میکند و توسط سینود ۱۲ متروپولیتن تحت ریاست اسقف اعظم آتن هدایت میشود. تقریباً همه کرتنیها متعلق به شاخه خاصی از کلیسای یونان هستند که توسط اسقف اعظم کرت هدایت میشود، که مستقیماً به پدرخوانده اکومنیکال قسطنطنیه مسئول است، همانطور که راهبان کوه آتوس، که نهادی نیمهخودمختار با فرماندار یونانی اما با اداره خودشان تشکیل میدهند.
سایتهای مهم باستانی یونان که ابتدا اشراف و طبقات بالای اروپایی را در قرن ۱۸ به سرزمینهای یونان جذب کرد و بر سبکهای معماری در غرب تأثیر گذاشت، همچنان گردشگران را از سراسر جهان جذب میکند. سایتهای کاوششده مانند مقبره فرضی فیلیپ دوم مقدونی در ورگینا، بقایای شبیه پمپی در آکروتیر روی جزیره Thíra و کاخ مینوسی در زاکروس روی کرت، چند نمونه از میراث بسیار غنی از باستان هستند که هنوز کاملاً کاوش نشده است. از ابتدای قرن ۲۰، آگاهی از تأثیر معماری و هنری امپراتوری بیزانس بر کلیساهای تاریخی یونان، نقاشیهای دیواری، موزاییکها و آیکونها افزایش یافته است. همچنین نه تنها رنسانس جزئی هنر و فرهنگ یونان در طول قرنهای متعدد تحت حکومت ونیزی و اروپای غربی (حدود ۱۲۰۴–۱۶۶۹) بلکه کمکهای یونانیها به رنسانس بزرگتر ایتالیا نیز به رسمیت شناخته شده است. رنسانس در یونان—و به ویژه در کرت—ساختمانهای زیبا، نقاشیهای دیواری و آیکونها و همچنین شعر و درام تولید کرد؛ نمونههایی از اینها شامل لوگیا ونیزی در ایراکلیون، نقاشیهای میخائیل داماسکینوس (Michail Damaskenos؛ شکوفا در اواخر قرن ۱۶)، شعر رمانتیک-حماسی Erotocritos توسط Vitséntzos Kornáros و درام واگن صفحه Abraham and Isaac است. علاوه بر این، دانشمندان، مترجمان و چاپگران یونانی دوره، کلاسیکها را به اروپای غربی معرفی کردند.
| نام | مقدار |
| همچنین شناخته میشود به | Ellinikí Dhimokratía • Hellenic Republic • Ellás |
| پایتخت | آتن |
| جمعیت (2025) | 9,361,000 |
| نرخ تبدیل ارز | هر 1 دلار آمریکا = 0.860 یورو |
| نام رسمی | Ellinikí Dhimokratía (جمهوری هلنیک) |
| مساحت کل (کیلومتر مربع) | 132,049 |
| مساحت کل (مایل مربع) | 50,984 |
| واحد پول | یورو (€) |
| رتبهٔ جمعیت (2025) | 96 |
| برآورد جمعیت 2030 | 9,874,000 |
| تراکم جمعیت (مایل مربع، 2025) | 183.6 نفر |
| تراکم جمعیت (کیلومتر مربع، 2025) | 70.9 نفر |
| جمعیت شهری (2024) | 81٪ |
| جمعیت روستایی (2024) | 19٪ |
| امید به زندگی مردان (2023) | 79 سال |
| امید به زندگی زنان (2023) | 84.2 سال |
| نرخ باسوادی مردان (2009) | 96٪ |
| نرخ باسووری زنان (2009) | 92٪ |
| تولید ناخالص ملی (2023، هزار میلیون دلار) | 235,041 |
| تولید ناخالص ملی سرانه (2023، دلار) | 22,590 |
