رستاک سفر
رستاک سفر
رستاک سفر
رستاک سفر
رستاک سفر

آذربایجان

آذربایجان کشوری غنی از نظر منابع انرژی و عمدتاً شیعه‌مذهب در بخش شرقی قفقاز جنوبی است که به‌صورت راهبردی میان روسیه، ایران و ترکیه قرار دارد. روابط آن با کشور همسایه، ارمنستان، همواره پرتنش بوده است؛ به‌ویژه به دلیل مناقشه‌ی ناگورنو-قره‌باغ در دوران فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پس از آن. در سال ۲۰۲۵، پس از نزدیک به چهار دهه تنش، دو کشور اعلام کردند که در آستانه‌ی امضای معاهده‌ی صلح قرار دارند.

آذربایجان در دامنه‌های جنوبی رشته‌کوه قفقاز واقع شده است. از شمال با روسیه، از شرق با دریای خزر، از جنوب با ایران، از غرب با ارمنستان و از شمال‌غرب با گرجستان همسایه است. بخش جداافتاده‌ی نخجوان در جنوب‌غرب آذربایجان قرار دارد و با ارمنستان، ایران و ترکیه هم‌مرز است. پایتخت آذربایجان شهر باستانی باکو (Bakı) است که بندر آن بهترین بندر در ساحل دریای خزر به‌شمار می‌رود.

آذربایجان افزون بر طبیعت متنوع و چشم‌نواز خود، ترکیبی از سنت و توسعه‌ی مدرن را در اختیار دارد. مردم مناطق دورافتاده‌تر هنوز آداب و رسوم سنتی خاص خود را حفظ کرده‌اند، اما زندگی در این کشور به‌شدت تحت تأثیر روند صنعتی‌سازی، توسعه‌ی منابع انرژی و رشد شهرنشینی قرار گرفته است، به‌گونه‌ای که بیش از نیمی از جمعیت اکنون در شهرها زندگی می‌کنند. صنعت بخش اصلی اقتصاد را تشکیل می‌دهد و در کنار استخراج نفت – که در اوایل قرن بیستم آذربایجان را به بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی نفت جهان بدل کرده بود – شاخه‌های گوناگون دیگری نیز رشد یافته‌اند. اسب‌های اصیل و خاویار همچنان از صادرات سنتی و شناخته‌شده‌ی این کشور به‌شمار می‌آیند.

آذربایجان بین سال‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ به‌عنوان کشوری مستقل وجود داشت، اما سپس به اتحاد جماهیر شوروی پیوست و در سال ۱۹۳۶ به‌عنوان یکی از جمهوری‌های متحد آن شناخته شد. این کشور در ۲۳ سپتامبر ۱۹۸۹ اعلام حاکمیت کرد و در ۳۰ اوت ۱۹۹۱ استقلال خود را رسماً اعلام نمود.

پستی و بلندی‌ها، آب‌ها و خاک

در نتیجه‌ی ناهمواری زمین، تفاوت‌های اقلیمی و تقسیم‌بندی ارتفاعی آشکار در پوشش گیاهی، آذربایجان دارای چشم‌اندازهای طبیعی بسیار متنوعی است. بیش از دو پنجم از قلمرو کشور را دشت‌ها تشکیل می‌دهند، حدود نیمی از مساحت در ارتفاع ۴۰۰ تا ۱۵۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد، و مناطق بالاتر از ۱۵۰۰ متر کمی بیش از یک‌دهم کل مساحت را شامل می‌شوند.

بلندترین قله‌های کشور بازاردیوزو (Bazardüzü) با ۴۴۶۶ متر، شاه‌داغ و توفان هستند، که همگی بخشی از رشته‌کوه قفقاز بزرگ به‌شمار می‌روند و خط‌الرأس آن بخشی از مرز شمالی آذربایجان را تشکیل می‌دهد. این منطقه با دره‌های عمیق و یال‌های کوهستانی شگفت‌انگیز بریده شده و از مناظر طبیعی بسیار زیبا برخوردار است. با این حال، این ناحیه جزو مناطق با فعالیت شدید زمین‌لرزه محسوب می‌شود.

یال‌های رشته‌کوه قفقاز کوچک در جنوب‌غربی آذربایجان دومین سیستم کوهستانی مهم کشور را تشکیل می‌دهند که شامل رشته‌کوه‌های شاه‌داغ، مرووداغ و زنگزور است. بلندی قله‌های این منطقه به حدود ۴۰۰۰ متر می‌رسد و فلات قره‌باغ نیز در همین ناحیه قرار دارد. دریاچه‌ی بزرگ و دیدنی «گوی‌گُل» در ارتفاع ۱۵۶۶ متری از سطح دریا واقع شده است.

در جنوب‌شرقی آذربایجان رشته‌کوه‌های تالش قرار دارند که از سه رشته‌ی طولی تشکیل شده‌اند و بلندترین قله‌ی آن‌ها قله‌ی «کیومورکیوی» (۲۴۹۲ متر) است. در امتداد ساحل دریای خزر، جلگه‌ی لَنکران قرار دارد که دنباله‌ی دشت کوره–ارس است و تا مرز ایران در نزدیکی آستارا امتداد دارد.

دشت کوره–ارس به نام دو رودخانه‌ی اصلی کشور — کوره (Kür) و ارس (Araz) — نام‌گذاری شده است. دشت‌های شیروان، میل و مغان بخشی از این ناحیه‌اند و همگی دارای خاک و آب‌وهوای مشابهی می‌باشند. خاک‌های سیاه و خاک‌های شوری‌دار (سلونچاک) در این مناطق رایج‌اند، در حالی که در ارتفاعات بالاتر خاک‌های قلیایی خاکستری و خاک‌های بلوطی (چِستنایی) فراوان‌اند.

شبکه‌ای گسترده از کانال‌ها میان دو رود کوره و ارس، امکان آبیاری بخش وسیعی از این جلگه را فراهم کرده است. «کانال قره‌باغ علیا» به طول ۱۷۲ کیلومتر، ارتباط حیاتی میان رود ارس و سد مخزنی مینگه‌چویر بر روی رود کوره را برقرار می‌سازد. این سد مساحتی در حدود ۶۰۶ کیلومتر مربع و عمق حداکثر ۷۵ متر دارد. تنها کانال قره‌باغ علیا بیش از ۱۰۰ هزار هکتار زمین حاصل‌خیز را آبیاری کرده و در دوره‌های خشکی تابستان آب رود ارس را تأمین می‌کند. دومین کانال مهم، «کانال شیروان علیا» است که به طول ۱۲۲ کیلومتر حدود ۱۰۰ هزار هکتار دیگر را آبیاری می‌کند.

اگرچه آذربایجان در ساحل دریای خزر قرار دارد، به‌عنوان کشوری محصور در خشکی شناخته می‌شود، زیرا هیچ ارتباطی با اقیانوس آزاد ندارد و برای دسترسی به شبکه‌ی دریایی جهانی باید به کشورهای همسایه متکی باشد.


آب‌وهوا

اقلیم نیمه‌گرم‌سیری خشک مناطق مرکزی و شرقی آذربایجان با زمستانی معتدل و تابستانی طولانی (چهار تا پنج‌ماهه) و بسیار گرم مشخص می‌شود. میانگین دما در تابستان حدود ۲۷ درجه سانتی‌گراد است و در گرم‌ترین روزها به ۴۳ درجه نیز می‌رسد.

جنوب‌شرقی کشور دارای اقلیم نیمه‌گرم‌سیری مرطوب است با بیشترین بارندگی در آذربایجان (۱۲۰۰ تا ۱۴۰۰ میلی‌متر در سال) که بیشتر آن در ماه‌های سرد می‌بارد.

در منطقه‌ی نخجوان، با ارتفاع ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ متر، آب‌وهوایی خشک و قاره‌ای حاکم است: زمستان‌های سرد و تابستان‌های گرم و خشک. در سایر نواحی کشور نیز اقلیم‌های گرم‌معتدل خشک یا مرطوب دیده می‌شوند. نواحی جنگلی کوهستانی آب‌وهوای نسبتاً سرد دارند و ارتفاعات بالاتر از ۳۰۰۰ متر دارای اقلیم توندرا و کوهستانی هستند، جایی که سرمای شدید و برف سنگین عبور از گردنه‌ها را برای سه تا چهار ماه در سال ناممکن می‌سازد.


پوشش گیاهی و جانوری

پوشش گیاهی طبیعی بسته به ارتفاع تغییر می‌کند. شرایط استپی و نیمه‌بیابانی در دشت‌ها و دامنه‌های پایین کوه‌ها حاکم است. دامنه‌های کوه‌ها با جنگل‌های راش، بلوط و کاج پوشیده شده‌اند و ارتفاعات بالاتر دارای مراتع آلپی هستند. ناحیه‌ی لَنکران در جنوب کشور پوشیده از گیاهان همیشه‌سبز و جنگل‌های انبوه بلوط و راش است.

در مناطق کم‌ارتفاع، جانورانی چون غزال، شغال، و کفتار در کنار گونه‌های مختلف خزندگان و جوندگان زندگی می‌کنند. در نواحی کوهستانی نیز گوزن قفقازی، شوکا، گراز وحشی، خرس قهوه‌ای، سیاه‌گوش، بیزون اروپایی، بز کوهی و پلنگ (که نادر است) یافت می‌شوند. زمستان‌های ملایم پرندگان بسیاری را به‌سوی سواحل خزر می‌کشاند و پناهگاه‌های طبیعی زیستگاه‌هایی برای فلامینگوها، قوها، پلیکان‌ها، حواصیل‌ها، اگرت‌ها، پرستوی دریایی و کبک‌ها فراهم کرده‌اند.


مردم آذربایجان

از نظر قومی، حدود ۹۰ درصد جمعیت کشور را آذربایجانی‌های ترک‌زبان تشکیل می‌دهند. دیگر اقلیت‌ها شامل لزگی‌ها (که به یکی از زبان‌های قفقازی سخن می‌گویند)، روس‌ها و ارمنی‌ها هستند. آذربایجانی‌ها بازماندگان آمیزه‌ای از اقوام ترک‌تبار، به‌ویژه مهاجران اوغوز سلجوقی در قرن یازدهم، و ساکنان کهن‌تر منطقه مانند ایرانیان و اقوام دیگر قفقاز می‌باشند.

در پایان قرن بیستم، حدود ۱۳ میلیون آذربایجانی در خارج از کشور زندگی می‌کردند که بیشتر آن‌ها در ایران ساکن بودند.

اقتصاد

آذربایجان کشوری صنعتی و کشاورزی توسعه‌یافته است. تمرکز تاریخی بر صنایع سنگین، به‌ویژه موجب گسترش دو صنعت سنتی یعنی نفت و گاز طبیعی شده است، با این حال رشته‌های مهندسی، صنایع سبک و تولید مواد غذایی نیز به‌تدریج اهمیت بیشتری یافته‌اند.

در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰، آذربایجان گذار خود را به اقتصاد بازار آغاز کرد. قیمت بیشتر کالاها آزاد شد و برخی از بنگاه‌های دولتی به بخش خصوصی واگذار گردید، هرچند روند خصوصی‌سازی زمین کندتر پیش رفت. در آغاز سده‌ی بیست‌ویکم و هم‌زمان با رونق نفتی دوران الهام علی‌اف (پیش و پس از آغاز ریاست‌جمهوری‌اش در سال ۲۰۰۳)، این کشور به نوعی «دولت رانتیر» بدل شد؛ دولتی که اتکای اصلی‌اش نه به مالیات و تولید داخلی بلکه به درآمدهای خارجی (به‌ویژه انرژی) است، و بدین ترتیب یکی از وابسته‌ترین اقتصادها به هیدروکربن در جهان شناخته شد.


منابع و صنعت نفت

باکو زادگاه صنعت پالایش نفت در جهان است. نخستین چاه‌های نفت آن در دهه‌ی ۱۸۴۰ حفاری شد و این شهر به‌عنوان نخستین شهر نفتی جهان شناخته می‌شود. در آغاز قرن بیستم، میدان‌های نفتی باکو بزرگ‌ترین در جهان بودند و آذربایجان مقام بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی نفت دنیا را داشت؛ تنها در سال ۱۹۰۱، حدود ۱۱٫۴ میلیون تُن نفت تولید کرد که از تولید ایالات متحده نیز بیشتر بود و بیش از نیمی از تولید جهانی را شامل می‌شد.

در ادامه و با توسعه‌ی صنعت نفت در مناطق دیگر شوروی و جهان، نقش آذربایجان در تولید جهانی کاهش یافت. بی‌ثباتی سیاسی، درگیری‌های قومی و اختلافات روسیه و سایر کشورها بر سر حوزه‌های نفتی خزر، و نیز مناقشه بر سر مسیر خطوط لوله، باعث شد بهره‌برداری مجدد از منابع دریای خزر تا دهه‌ی ۱۹۹۰ با دشواری روبه‌رو شود.

اما در سال ۱۹۹۴ شرکت دولتی نفت آذربایجان (SOCAR) با بیش از دوازده شرکت بین‌المللی قراردادهایی امضا کرد که توسعه‌ی مجدد صنعت نفت را ممکن ساخت. سپس در سال ۲۰۰۵ با افتتاح خط لوله‌ی باکو–تفلیس–جیحان (Caspian–Mediterranean Pipeline)، صادرات نفت از آذربایجان به بازارهای جهانی به‌صورت گسترده آغاز شد و تولید نفت جهش یافت؛ در سال ۲۰۱۰ تولید روزانه از مرز یک میلیون بشکه گذشت. هرچند تا سال ۲۰۲۵ تولید نفت به حدود ۶۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است، اما افزایش تولید گاز طبیعی تا حد زیادی این افت را جبران کرده است.

افزون بر نفت و گاز، آذربایجان دارای منابع طبیعی دیگری نیز هست: آب‌های ید و برم‌دار، سنگ‌های سرب، روی، آهن و مس، سیه‌نیت نفلینی (ماده‌ی پایه برای تولید آلومینیوم)، نمک طبیعی و مصالح ساختمانی گوناگون از جمله مارل، سنگ آهک و مرمر.


کشاورزی

کشاورزی آذربایجان در نیمه‌ی دوم قرن بیستم رشد چشمگیری یافت. نزدیک به نیمی از سرزمین کشور برای کشت مناسب است و حدود دو پنجم از این اراضی زیر کشت قرار دارد.

غلات مهم‌ترین محصول کشاورزی‌اند، و پنبه‌ی خام دومین محصول ارزشمند محسوب می‌شود. شرایط طبیعی مناسب برای کشت انگور باعث پیشرفت تاکداری شده است. بیشتر انواع انگور کشت‌شده برای تولید شراب مورد استفاده قرار می‌گیرند که تقریباً همه‌ی آن صادر می‌شود. دیگر محصولات شامل سبزیجات (به‌ویژه گونه‌های زودرس)، میوه‌ها، گردو و فندق هستند. در نواحی اطراف شهرهای شکی، زاقاتالا و گوی‌چای نیز پرورش کرم ابریشم — از دیرباز یکی از سنت‌های اقتصادی منطقه — ادامه دارد.

بخش دامداری به‌طور کلی از نظر حجم تولید در سطح بالایی قرار ندارد.

صیادی در آذربایجان، به‌ویژه به خاطر ماهیان خاویاری دریای خزر، حائز اهمیت جهانی است؛ چرا که خاویار تولیدشده از تخم «ازون‌برون» (استرژن) این دریا شهرتی بین‌المللی دارد. با این حال، آلودگی آب‌های خزر سبب کاهش شدید ذخایر این ماهی شده است.


قانون اساسی و نظام سیاسی

قانون اساسی ۱۹۷۸ دوران شوروی آذربایجان پس از استقلال با قانون استقلال ۱۹۹۱ و سپس با مصوبه‌های ریاست‌جمهوری و پارلمان اصلاح یا جایگزین شد. در سال ۱۹۹۵ قانون اساسی جدید با رأی قاطع مردم در همه‌پرسی تصویب گردید.

این قانون اساسی، نظامی جمهوری با مجلس واحد را به رسمیت می‌شناسد. نمایندگان مجلس با رأی مستقیم مردم برای دوره‌ای پنج‌ساله انتخاب می‌شوند. رئیس‌جمهور نیز با رأی مستقیم و همگانی برای مدت هفت سال برگزیده می‌شود. در سال ۲۰۰۹ اصلاحیه‌ای تصویب شد که محدودیت دو دوره ریاست‌جمهوری را لغو کرد.

از جمله احزاب سیاسی مهم کشور می‌توان به حزب آذربایجان نو (تأسیس‌یافته توسط حیدر علی‌اف)، جبهه خلق آذربایجان (ملی‌گرا و گرایش‌دار به ترکیه)، حزب مساوات (Musavat)، حزب سوسیال‌دموکرات آذربایجان، حزب استقلال ملی و حزب متحد کمونیست آذربایجان اشاره کرد.

آذربایجان در سال ۱۹۹۲ به سازمان ملل متحد پیوست و در سال ۱۹۹۳ به‌صورت رسمی عضو جامعه‌ی کشورهای مستقل همسود (CIS) شد.


فرهنگ

در طول تاریخ بلند خود، آذربایجان اندیشمندان، شاعران و دانشمندان برجسته‌ای به جهان معرفی کرده است. از جمله چهره‌های علمی و فلسفی قرون میانه می‌توان به ابوالحسن بَخمیار (قرن ۱۱ میلادی – ریاضی‌دان و فیلسوف) و ابوالحسن شیروانی (قرن ۱۱ تا ۱۲ – منجّم و نویسنده‌ی کتاب‌های نجوم) اشاره کرد. بزرگ‌ترین شاعر و متفکر آذربایجانی، نظامی گنجوی، با اثر معروف خمسه (مجموعه‌ی پنج منظومه‌ی عاشقانه چون گنجینه‌ی اسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون) شناخته می‌شود.

مردم آذربایجان سنت‌های کهن موسیقایی خود را حفظ کرده‌اند. عاشیق‌ها، نوازندگان و خوانندگانی که با ساز «قوپوز» اشعار خود را بداهه می‌خوانند، هنوز محبوب‌اند. مقام‌ها (موقام‌ها)، که آثار آوازی و سازی کلاسیک آذربایجانی‌اند، به‌ویژه در شهر شوشا شهرت فراوان دارند.

اکثر نهادهای فرهنگی کشور از جمله موزه‌ها، تئاترها و کتابخانه‌های عمومی در شهر باکو متمرکزند. بسیاری از این مؤسسات پس از جنگ جهانی دوم ایجاد شدند. در ناگورنو-قره‌باغ نیز موزه‌ای وجود دارد که درباره‌ی تاریخ و باستان‌شناسی مردم ارمنی منطقه اطلاعات ارائه می‌دهد.

اپرا، باله و موسیقی کلاسیک در میان مردم از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. از میان آهنگ‌سازان مشهور می‌توان به اوزیر حاجی‌بیک‌اف (آثار: کر اوغلی، لیلی و مجنون و اپرتای ارشین مال‌ئالان) و قارا قارایِف (آثار: باله‌های هفت پیکر و راه رعد) اشاره کرد.

در دوران شوروی، ادبیات آذربایجان تحت سیستم کنترل ایدئولوژیک سخت‌گیرانه‌ای قرار داشت که حتی اندک آزادی خلاقانه را تهدیدی خطرناک می‌دید. نویسندگان و روشنفکران تحت نظارت و گاه سرکوب بودند. پس از استقلال نیز، فعالیت‌های نشر و رسانه همچنان تا حد زیادی تحت کنترل دولت باقی مانده است. چندین انتشارات دولتی، کتاب‌ها و مجله‌های علمی و هنری را به زبان‌های آذربایجانی، روسی و دیگر زبان‌ها منتشر می‌کنند. در سال ۱۹۹۲، دولت رسم نوشتاری را از الفبای سیریلیک به الفبای لاتین (رومی) تغییر داد.

از نشریات پرتیراژ کشور می‌توان به مجله‌های "Literaturny Azerbaydzhan" (به روسی)، "Azerbaycan Qadını" (به آذربایجانی، به‌معنای «زن آذربایجانی»)، و "Azerbaydzhanskoye neftyanoye khozyaystvo" («اقتصاد نفت آذربایجان» به روسی) اشاره کرد.

شهر باکو دارای چندین ایستگاه رادیو، استودیوهای تلویزیونی و سینمایی است و میزبان رویدادهای بین‌المللی متعددی بوده است؛ از جمله مسابقه‌ی یوروویژن ۲۰۱۲، بازی‌های اروپایی ۲۰۱۵ و از سال ۲۰۱۶ تاکنون میزبان سالانه‌ی مسابقات فرمول یک گرند پری آذربایجان (در باکو) است (به جز سال ۲۰۲۰ در پی همه‌گیری کووید-۱۹).


تاریخ

در دوران باستان و اوایل قرون وسطی، شرق قفقاز محل زندگی اقوام ایرانی‌زبان، طوایف ترک کوچ‌نشین، کردها و آلبانیایی‌های قفقاز بود که در قرن چهارم میلادی به مسیحیت گرویدند و زیر تأثیر فرهنگی ارامنه قرار گرفتند. پس از حملات اعراب در قرن هفتم، حکومت‌های اسلامی محلی تحت عنوان شاهنشاهی شکل گرفت. در قرن یازدهم، یورش‌های سلجوقیان اوغوز ترکیب قومی منطقه را دگرگون کرد و موجب غلبه‌ی زبان‌های ترک‌تبار شد. با این حال، بر خلاف عثمانی‌ها، مسلمانان قفقاز در آغاز قرن شانزدهم عمدتاً شیعه شدند و در چهارچوب فرهنگی و اجتماعی ایران صفوی رشد کردند. در این دوره خانات ایرانی‌شده‌ی شیروان، باکو، گنجه، قره‌باغ و ایروان بر مرزهای شمالی ایران صفوی حاکم بودند.


تحت الحمایگی روسیه

پس از چندین جنگ میان امپراتوری روسیه و ایران قاجار، دو معاهده‌ی تاریخی گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸) مرزهای جدیدی را مشخص کرد و روسیه شهرهای باکو، شیروان، گنجه، نخجوان و ایروان را به قلمرو خود افزود. از آن پس، ترک‌زبانان آذربایجانی قفقاز از هم‌زبانان و هم‌کیشان خود در ایران جدا شدند.

در قرن نوزدهم، باکو به مرکز اصلی نفت روسیه بدل شد و هزاران کارگر ایرانی، ارمنی و روس برای کار در شبه‌جزیره‌ی آب‌شِرون مهاجرت کردند. نفوذ اقتصادی و سیاسی روسیه به هر دو سوی ارس گسترش یافت و با شکل‌گیری طبقه‌ی جدیدی از کارگران و روشنفکران، جنبش فکری و انقلابی آذربایجان نیز از همین شهر آغاز شد.

تا پیش از ۱۹۱۸، هیچ دولت مستقل آذربایجانی وجود نداشت. مسلمانان قفقاز بیشتر خود را جزیی از امت اسلامی (امت) می‌دانستند تا یک ملت مستقل. در دوران پیش از انقلاب روسیه، اصطلاح «آذربایجانی» برای نخستین بار از سوی روشنفکران ملی‌گرای شهری رواج یافت و تنها در دوره‌ی شوروی عنوان رسمی ملت شد.

در همین دوران، روشنفکرانی چون عباس‌قلی‌آقا باکی‌خانوف (مورخ و شاعر) و میرزا فتح‌علی آخوندزاده (نویسنده‌ی اولین نمایشنامه‌های آذری) آغازگر مطالعه‌ی علمی زبان و تاریخ ملی بودند. با وجود اختلاف گرایش‌ها — میان وفاداری به امپراتوری روسیه، نفوذ فرهنگ ایرانی، و گرایش به علم و تمدن غرب — تا سال ۱۹۰۵ بیشتر نویسندگان آرمان فکری علی‌بی‌ حسین‌زاده را پذیرفتند:
«ترک‌سازی، اسلامی‌سازی، اروپایی‌سازی» (Turklashtirmak, Islamlashtirmak, Avrupalashtirmak).

در آغاز قرن بیستم، باکو شهری چندقومیتی بود: ارمنی‌ها و روس‌ها در بخش مرکزی و مسلمانان (آذربایجانی‌ها) در محله‌های جداگانه می‌زیستند. شکاف‌های قومی و طبقاتی منجر به درگیری‌های خونینی میان آذری‌ها و ارمنی‌ها در سال‌های ۱۹۰۵ و ۱۹۱۸ شد. در نظام شهری و اقتصادی آن دوره، مسلمانان در رده‌های پایین‌تر قرار داشتند. شورای شهر (دوما) تحت کنترل ثروتمندان ارمنی و روسی بود و دسترسی مسلمانان به قدرت محدود می‌ماند.

با وجود تلاش‌هایی از سوی روشنفکران، هیچ‌کدام از احزاب آن دوره نفوذ گسترده‌ای در میان مردم نداشتند، جز حزب مساوات (Musavat) که در سال ۱۹۱۱ توسط محمد امین رسول‌زاده تأسیس شد و دوام بیشتری یافت. حس تهدید از سوی ارمنیان و احساس پیوند فرهنگی و دینی با شرق اسلامی و ترک‌زبان، رفته‌رفته پایه‌های هویت ملی آذربایجانی را شکل داد.

عنواناطلاعات
نام‌های دیگرآذربایجان • آذربایجان (تلفظ‌های گوناگون) • جمهوری آذربایجان • جمهوری آذربایجان (Azärbayjan Respublikasi)
رئیس دولت و حکومترئیس‌جمهور الهام علی‌اف، با همکاری نخست‌وزیر علی اسدوف
پایتختباکو (Bakı)
جمعیت (برآورد سال ۲۰۲۵)۱۰٬۲۶۲٬۰۰۰ نفر
نوع حکومتجمهوری واحد چندحزبی با یک مجلس قانون‌گذاری (مجلس ملی [۱۲۵ نماینده])
زبان رسمیآذربایجانی
دین رسمیندارد
نام رسمیجمهوری آذربایجان (Azərbaycan Respublikası)
مساحت کل (کیلومتر مربع)۸۶٬۶۰۰
مساحت کل (مایل مربع)۳۳٬۴۳۶
واحد پولمنات جدید (AZN)
رتبه جمعیت در جهان (۲۰۲۵)۹۳
برآورد جمعیت در سال ۲۰۳۰۱۰٬۶۱۸٬۰۰۰ نفر
تراکم جمعیت (نفر در هر مایل مربع، ۲۰۲۵)۳۰۹٫۴
تراکم جمعیت (نفر در هر کیلومتر مربع، ۲۰۲۵)۱۱۹٫۵
جمعیت شهری–روستایی (۲۰۲۲)شهری: ۵۲٫۹٪ • روستایی: ۴۷٫۱٪
امید به زندگی هنگام تولد (۲۰۲۳)مردان: ۷۳٫۵ سال • زنان: ۷۸٫۴ سال
نرخ سواد (درصد جمعیت ۱۵ سال به بالا)مردان: ناموجود • زنان: ناموجود
تولید ناخالص ملی (GNI) (میلیون دلار آمریکا، ۲۰۲۳)۶۷٬۶۴۵
تولید ناخالص ملی سرانه (دلار آمریکا، ۲۰۲۳)۶٬۶۶۰

آذربایجان