بریتانیا، کشوری جزیرهای است که در سواحل شمالغربی اروپای قارهای واقع شده است. این کشور شامل کل جزیرهی «بریتانیای کبیر» — که متشکل از انگلستان، ولز و اسکاتلند است — و بخش شمالی جزیرهی «ایرلند» میشود. واژهی «بریتانیـا» گاه به کل پادشاهی متحد اشاره دارد. پایتخت آن لندن است؛ شهری در زمرهی بزرگترین مراکز تجاری، مالی و فرهنگی جهان. از دیگر شهرهای بزرگ میتوان به بیرمنگام، لیورپول و منچستر در انگلستان، بلفاست و لندندری در ایرلند شمالی، ادینبرو و گلاسگو در اسکاتلند، و همچنین سوآنزی و کاردیف در ولز اشاره کرد.
ریشههای شکلگیری این کشور به دوران آتلستن، پادشاه آنگلوساکسون در قرن دهم میلادی بازمیگردد؛ زمانی که وی اتحاد پادشاهیهای سلتیک همسایه را تضمین کرد و بنا بر گزارشهای تاریخی، نخستین فردی شد که «بر سرزمینی حکومت کرد که پیش از آن میان پادشاهان متعدد تقسیم شده بود». در قرون بعدی، حکومت انگلیس از طریق فتح و گسترش قلمرو بر سایر پادشاهیها تسلط یافت.
ولز، مجموعهای از حکومتهای سلتیک در جنوبغرب بریتانیا، بر اساس قوانین اتحاد سالهای ۱۵۳۶ و ۱۵۴۲ رسماً با انگلستان متحد شد. اسکاتلند که از سال ۱۶۰۳ از لندن اداره میشد، در سال ۱۷۰۷ طی «اتحاد بزرگ بریتانیـا» به طور رسمی با انگلستان و ولز یکی گردید. در همان زمان واژهی «British» برای اشاره به مردم تمام قلمرو رایج شد.
ایرلند طی قرن هفدهم به کنترل انگلیس درآمد و در سال ۱۸۰۰ با تصویب قانون اتحاد رسماً به بریتانیای کبیر ملحق شد. جمهوری ایرلند در سال ۱۹۲۲ استقلال یافت، اما شش شهرستان از نه شهرستان اولستر در چارچوب «ایرلند شمالی» همچنان بخشی از پادشاهی متحد باقی ماند. روابط میان این اجزا و انگلستان مملو از اختلاف، شورش و گاه جنگ بود؛ هرچند از اواخر قرن بیستم با ایجاد مجالس محلی در ایرلند شمالی، اسکاتلند و ولز تا حدی از شدت تنشها کاسته شد.
با وجود تشکیل مجلس مشارکتی پس از همهپرسی در ایرلند شمالی و جمهوری ایرلند، اختلاف میان دو جناح اصلی یعنی اتحادیخواهان (طرفدار تداوم حاکمیت بریتانیا بر ایرلند شمالی) و ملیگرایان (طرفدار اتحاد با جمهوری ایرلند) تا قرن بیستویکم ادامه یافت.
بریتانیا سهم قابل توجهی در اقتصاد جهانی داشته است، بهویژه در زمینههای فناورانه و صنعتی. پس از جنگ جهانی دوم، صادرات فرهنگی آن از جمله ادبیات، تئاتر، سینما، تلویزیون و موسیقی محبوب که ریشه در سراسر کشور دارند، برجستهتر شده است. شاید بزرگترین «صادرات» بریتانیا، زبان انگلیسی بوده؛ زبانی که امروز در هر گوشه از جهان بهعنوان ابزار ارتباط فرهنگی و اقتصادی بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرد.
بریتانیا همچنان از طریق همسود (Commonwealth) با بخشهایی از امپراتوری سابق خود پیوند دارد و از روابط تاریخی و فرهنگی با ایالات متحده نیز بهره میبرد. همچنین عضوی از سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است.
کشور در سال ۱۹۷۳ به اتحادیهی اروپا پیوست اما بسیاری از شهروندان بریتانیایی همواره عضویتی محتاطانه داشتند.
«ما جز خوبی و امید در جامعهی اروپاییِ غنیتر، آزادتر و خرسندتر نمیبینیم. اما رؤیا و وظیفهی خود را داریم: با اروپا هستیم، ولی از آن نیستیم؛ پیوند داریم، اما جذب نشدهایم.»
در ژوئن ۲۰۱۶، در همهپرسی ماندن یا خروج از اتحادیه، ۵۲ درصد از رأیدهندگان به خروج رأی دادند. پس از مذاکرات طولانی، چند مهلت تمدید، بحرانهای سیاسی داخلی و دو تغییر نخستوزیر، توافقی با اتحادیه به دست آمد که هر دو طرف را قانع کرد. بدینسان، در ۳۱ ژانویه ۲۰۲۰، بریتانیا نخستین کشوری شد که رسماً از اتحادیهی اروپا خارج شد — رخدادی که با نام Brexit شناخته میشود.
در طول قرنها، مردم از نقاط مختلف جهان به بریتانیا مهاجرت کردهاند؛ برخی برای گریختن از آزار سیاسی یا مذهبی و برخی در جستجوی زندگی بهتر. در دورههای تاریخی، مهاجران اروپایی در دوران امپراتوری روم و یورشهای آنگلها، ساکسونها، جوتها، دانمارکیها و نورمنها با ساکنان بومی درآمیختند.
از اواخر قرن ۱۹ و دههی ۱۹۳۰، گروههای زیادی از یهودیان وارد بریتانیا شدند. پس از سال ۱۹۴۵، پناهندگان اروپایی و سپس در دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی، مهاجرانی از هند غربی و جنوب آسیا ساکن کشور شدند. علاوه بر آن، جوامع قابلتوجهی از آمریکاییها، استرالیاییها، چینیها، یونانیها، روسها، لهستانیها، صربها، استونیاییها، لتونیاییها، ارمنیها، ترکهای قبرسی، ایتالیاییها و اسپانیاییها نیز حضور دارند.
از دههی ۱۹۷۰، آسیاییهای اوگاندایی و مهاجرانی از آمریکای لاتین، جنوبشرقی آسیا و سریلانکا به بریتانیا پناه آوردند. امروزه افراد با ریشهی هندی، پاکستانی و بنگلادشی بیش از نیمی از اقلیتهای قومی کشور را تشکیل میدهند، و مردم با ریشهی کارائیبی دومین گروه بزرگ هستند. بخش عمدهای از جمعیت مهاجر در نواحی مرکزی شهرها – بهویژه لندن بزرگ – متمرکزند.
تمام زبانهای سنتی بریتانیا از ریشهای مشترک یعنی زبانهای هندواروپایی سرچشمه میگیرند. این زبان باستانی طی هزاران سال به شاخههای مختلف تقسیم شد و هر یک ویژگیهای خاصی در آوا، دستور و واژگان پیدا کردند.
نخستین زبانهای مهاجر گونههای سلتیک بودند:
گوییدلیک (Goidelic) منشأ زبانهای ایرلندی، مانکسی و گالی اسکاتلندی؛
بریتونیک (Brythonic) منشأ زبان کورنی باستان و ولزی امروزی.
در میان زبانهای سلتیک معاصر، ولزی قویترین است و حدود یکپنجم مردم ولز توانایی سخن گفتن به آن را دارند. زبان گالی اسکاتلندی عمدتاً در جزایر هبریدهای بیرونی و اسکای شنیده میشود اما کمتر از دو درصد اسکاتلندیها بدان سخن میگویند و دیگر زبان ملی محسوب نمیشود. زبان مانکسی و کورنی نیز منقرض شدهاند.
زبان انگلیسی از شاخهی غربی خانوادهی ژرمنی منشأ گرفته است و بیشتر از گویشهای آنگلها، ساکسونها و جوتها ریشه دارد. بعدها زبان دانمارکی و وایکینگها بر آن تأثیر گذاشت.
پس از یورش نورمنها در قرن یازدهم، ترکیبی از عناصر آنگلوساکسون و فرانسوی پدید آمد که تا سدهی چهاردهم ادامه داشت و در نهایت به انگلیسی میانه و سپس مدرن تبدیل شد. نورمنها آخرین گروه زبانی مهمی بودند که بر ساختار زبان انگلیسی اثر گذاشتند.
اقتصاد بریتانیا یکی از مستقلترین و توسعهیافتهترین اقتصادهای جهان است و در انقلاب صنعتی قرن نوزدهم پیشگام بود. پس از جنگ جهانی دوم اگرچه پیروز نظامی بود، اما بخش تولیدی آن تضعیف شد.
بازسازی اقتصادی حدود چهل سال طول کشید تا از عضویت در جامعهی اقتصادی اروپا در سال ۱۹۷۳ نیروی تازه گرفت. سهم صنعتی در تولید ناخالص داخلی به حدود یکپنجم کاهش یافت و بخش خدمات رشد یافت. روابط تجاری به سمت اروپا و ایالات متحده و آسیا تغییر کرد.
در دههی ۱۹۸۰ دولت محافظهکار مارگارت تاچر برنامهی خصوصیسازی شرکتهای دولتی را اجرا کرد. این امر موجب بروز ناآرامیهای کارگری و از بین رفتن هزاران شغل در معادن و صنایع سنگین شد.
با وجود پیشرفت ملی، نابرابری اقتصادی بین جنوب و شمال افزایش یافت. مناطق جنوبشرقی، مخصوصاً لندن، از رونق بیشتری برخوردار شدند. بهرهبرداری از منابع نفت و گاز طبیعی دریای شمال نیز وابستگی کشور به سوختهای وارداتی را کاهش داد.
در دههی ۱۹۹۰ جنبش یوروسـتیزی (Euroskepticism) که خواستار جدایی از اتحادیه اروپا بود، رشد یافت. در نهایت در همهپرسی سال ۲۰۱۶، ۵۲ درصد رأیدهندگان خروج را برگزیدند و در ۳۱ ژانویه ۲۰۲۰ بریتانیا رسماً از اتحادیه اروپا خارج شد، آغازگر دورهای از گذار اقتصادی و سیاسی جدید.
پس از ۱۹۴۵ تحولات فرهنگی گستردهای در بریتانیا رخ داد. در دههی ۱۹۶۰ ابتدا لیورپول و سپس لندن به مراکز جهانی فرهنگ عامه تبدیل شدند. گروه بیتلز نخستین و مشهورترین نماد موسیقی راک بریتانیا بود. طراحان لباس نیز با سبکهای نو و رنگارنگ خیابانهای کارنبی و کینگز رود شناخته شدند.
افزایش سطح آموزش از چشمگیرترین تحولات اجتماعی بود؛ تعداد دانشگاهها رشد یافت و سطح رفاه و زمان فراغت مردم افزایش پیدا کرد. مهاجرت از هند غربی و جنوب آسیا نیز به غنای فرهنگی کشور افزود و در عرصههای موسیقی، سینما و ادبیات تأثیرگذار شد.
| عنوان | اطلاعات |
| نامهای دیگر | بریتانیای کبیر • بریتانیا • یو.کِی (U.K.) • پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی |
| رئیس دولت | نخستوزیر: کییر استارمر (Keir Starmer) |
| پایتخت | لندن |
| جمعیت (تخمین ۲۰۲۵) | ۶۹٬۴۱۴٬۰۰۰ نفر |
| نرخ تبدیل ارز | ۱ دلار آمریکا = ۰.۷۵۹ پوند بریتانیا |
| رئیس کشور | پادشاه: چارلز سوم (King Charles III) |
| نوع حکومت | سلطنت مشروطه با دو مجلس قانونگذاری: مجلس اعیان (House of Lords) [۷۹۴ عضو] و مجلس عوام (House of Commons) [۶۵۰ عضو] |
| زبانهای رسمی | انگلیسی؛ همچنین انگلیسی و گالی اسکاتلندی در اسکاتلند؛ انگلیسی و ولزی در ولز |
| دین رسمی | وابسته به کلیسای انگلستان (در انگلستان دین رسمی)؛ کلیساهای ملی مستقل در اسکاتلند و ولز |
| نام رسمی کشور | پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی |
| مساحت کل | ۲۴۲٬۵۰۰ کیلومتر مربع / ۹۳٬۶۲۹ مایل مربع |
| واحد پول | پوند استرلینگ (£) |
| رتبه جمعیت (۲۰۲۵) | ۲۰ |
| پیشبینی جمعیت (۲۰۳۰) | ۷۰٬۳۳۸٬۰۰۰ نفر |
| تراکم جمعیت (۲۰۲۵) | ۷۴۱٫۴ نفر در هر مایل مربع / ۲۸۶٫۲ نفر در هر کیلومتر مربع |
| جمعیت شهری و روستایی (۲۰۱۸) | شهری: ۸۳٫۴٪ • روستایی: ۱۶٫۶٪ |
| امید به زندگی هنگام تولد (۲۰۲۱–۲۰۲۳) | مردان: ۷۸٫۸ سال • زنان: ۸۲٫۸ سال |
| نرخ سواد (۱۵ سال و بالاتر) | مردان: ۹۹٪ • زنان: ۹۹٪ (آمار سال ۲۰۰۶) |
| تولید ناخالص ملی (GNI) – دلار آمریکا (میلیون) | ۳٬۲۶۰٬۴۱۶ (سال ۲۰۲۳) |
| تولید ناخالص ملی سرانه (GNI per capita) | ۴۷٬۷۰۰ دلار آمریکا (سال ۲۰۲۳) |
